بابا صفرى
12
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )
فصل اوّل وقايع اردبيل از شهريور 1320 تا تشكيل فرقهء دموكرات آذربايجان مراجعت فراريان : ما در جلد دوم اشاره كردهايم كه مقارن با ورود سربازان روس ، گروهى از مردم اردبيل ، بويژه مالكين و ثروتمندان خانوادههاى خود را برداشته ، با هروسيله كه ممكن مىشد ، ولو با پاى پياده ، راه دهستانها را پيش گرفتند و از شهر بدر رفتند . خروج از شهرها ، در چنين مواقعى سابقهء تاريخى دارد بويژه در اردبيل ، كه غالبا در گذشتههاى خود معرض تاختوتازهاى بسيارى بوده است . در آن يورشها مردم از شهر مىگريختند و با صرفنظر كردن از مال و سامان ، جان خود را بدر مىبردند . در قرون پيش كه جنگل به شهر نزديك بود غالبا فرارها بدان ناحيت صورت مىگرفت و چنان كه « ياقوت حموى » مؤلف « معجم البلدان » در حملهء مغولها باردبيل اشاره كرده ، مخفىگاههاى جنگل پناهگاهى براى مردم آنجا بشمار مىآمد . علاوه بر هجومهاى تاريخى در ايامى كه بيمارى همهواگيرى ، مثل و با و طاعون و حصبه و غيره نيز شيوع مىيافت آنهائيكه امكان خروج داشتند از شهر بدر رفته بدهستانها ، مخصوصا در كوهپايهها ، روى مىآوردند و بدانوسيله ، بدون آنكه بعلّت علمى آن آگاه باشند از ابتلاى به بيمارى در امان مىماندند . آنچه درخور توجه است اينست كه دهقانان آنروزگار از فطرت نيك انسانى بهرهء زيادى داشتند و با گرامى داشتن مقدم چنين مهمانان لاعلاج ، برادروار با آنها يارى و همدردى مىكردند . صد حيف كه در اين روح جوانمردى نيز در سنوات اخير ضعف و فتورى راه يافته و سودجوئى مادى ، گاهى توأم با ناجوانمردى در بعضى جا جانشين آن گشته است . در سوم شهريور مذكور ، آنان كه به دهستانها رفته بودند با مهر و محبت روستائيان روبرو گشتند و چند روزى از آن ايّام پراضطراب را در آنجاها گذرانيدند . آنان